X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت

یکشنبه 4 تیر 1391 ساعت 18:01


جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند.

 

در حالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.

دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود در حالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که از دست رفته و به دست نخواهد آمد. ...

جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.

هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم.


دوستدار تو : بابالنگ دراز



برای دانلود این رمان بر روی لینک زیر کلیک کنید


استفاده از مطالب و محتوا وبلاگ با حفظ حقوق مولف و درج آدرس وبلاگ بلامانع است.

خواهشمند است ما را از ارائه نظرات گرانبارتان محروم نفرمایید.


توجه:مسئولیت سوء استفاده از  تمامی فایلها و یا تصاویر ، آدرس این وبلاگ و یا رایانامه این وبلاگ و ... که از طریق سایت ها و وبلاگ های دیگر به سایر کاربران یا وبلاگهای دیگر فرستاده یا رد و بدل میشوند بر عهده نویسنده این وبلاگ  نمیباشد و این وبلاگ  در قبال این گونه مسایل هیچ تعهدی در زمینه سوء استفاده از مطالب و محتوی و یا عنوان وبلاگ ندارد. ما به شما پیشنهاد میکنیم حتما پس از دریافت خبر، نظر و پیشنهاد از طریق این وبلاگ، از صحت آنها اطمینان کسب نمایید.


کلمه  عبور: http://asoodeh.blogsky.com


لینک دانلود
نظرات (4)
سه‌شنبه 11 مهر 1391 ساعت 12:16
بسیار عالی و سپاس
امتیاز: 0 1
جمعه 9 تیر 1391 ساعت 22:33
سلام.بهتون تبریک میگم به خاطر این وب سایت خوب و جذابی که درست کردین.این نامه بابا لنگ دراز به جودی واقعا جالب بود و واسم خیلی آموزنده بود. مرسی
امتیاز: 0 1
چهارشنبه 7 تیر 1391 ساعت 19:30
من خدایی دارم،
که در این نزدیکی‌ست
نه در آن بالاها
مهربان، خوب، قشنگ
چهره‌اش نورانیست
گاهگاهی سخنی می‌گوید،
با دل کوچک من،
ساده‌تر از سخن ساده من
او مرا می‌فهمد‌
او مرا می‌خواند
او مرا می‌خواهد
او همه درد مرا می‌داند
یاد او ذکر من است،
در غم و در شادی
چون به غم می‌نگرم،
آن زمان رقص‌کنان می‌خندم
که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است
او خداییست که همواره مرا می‌خواهد
او مرا می‌خواند
او همه درد مرا می‌داند...
امتیاز: 2 0
یکشنبه 4 تیر 1391 ساعت 23:50
زندگی در جایی نیست. همین جا است. اکنون و این جا را باید دریابیم. باقی توهم است.
امتیاز: 1 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد